خرید بک لینک

با سلام و احترام خدمت عزیزان

یک مطلب خیلی مهم دیگر برای اینجانب این است که مرا نصیحت کنید. همانطور که میبینید اینجانب هر نظری را ثبت نمیکنم. باید نوعی زلالی و صداقت مانند رفتار خودم و یا شبیه به آن را در نوشته متوجه شوم. البته تشکر میکنم از لطف عزیزان اما بنا به دلیلی که عرض... .

اما نصیحتم کنید. من عاشق نصیحت شدن هستم. شاید آشنایی این مطلب را ببیند و بگوید که این انسان مغرور چرا چنین از خود نوشته است!

عزیزان برای هزارمین دفعه؛ غرور من از روی تکبر نیست؛ بلکه از روی اصالت است. اما سخن صحیح را از یک کودک هم خواهم پذیرفت. یعنی اگر غیر از این باشد دیگر من خودم نیستم.

اینجانب در مقدمه ی بسیاری از کتابهایی را که خریداری نموده ام و به غیر از کتابهای نفیسم نوشته ام و از خدایم خواهش کرده ام که خداوندا مرا عاقل و فرزانه ام گردان. خداوندا تمنامیکنم. در ضمن این نوشته های زیبای از سوی اینجانب و نوشته های زیبا و بسیار عزیزان است که مرا مصمم میکند برای استفاده از سایت و اگر حضور کمرنگ باشد و یا دلچسب و زیبا نباشد. کاری عبث است. اگر خدایم مرا مورد لطف قرار دهد و دو کتابم برای چاپ دوم هم به بازار بیایند و البته cd های این دو مجموعه داستان که در مرحله اخذ مجوز از نشر الکترونیک میباشند هم نهایتا و لغایتا ظرف دو ماه آینده به بازار بیایند. با تحویل دو مجموعه داستان کوتاه جدید و یک داستان بلند و حد کم سه کتاب کودک دیگر در سال نود و شش ؛ اینجانب تصور میکنم که باید به فکر سایت باشم.

مرا نصیحت کنید؛ هر کس هم مرا میشناسد نه؛ دوست دارم اشخاص تازه نصیحتم کنند.

برچسب: نصیحت بزرگان,نصیحت های عاشقانه,نصیحت های زندگی,نصیحت های بزرگان,نصیحت عاشقانه,نصیحت های پند آموز,نصیحت های دوستانه,نصیحت پدرانه,نصیحت پدر به پسر,نصیحت های دایی رامیز, نویسنده: حامد احمدی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 18:05

صفحه بندی