با سلام و احترام.
بیشتر حرفم با کسانی است که بیش از چند سال است که از جادوگران کمک خواسته اند و کسی که نزدیک به ده سال است که این راه را میرود. عاقل باشید و اگر قرار بود اتفاقی صورت گیرد؛ در مدت این ده سال اینگونه میشد. اما آن شخص خود نمیداند و با خود نگفته است؛ مهمترین علت همین بوده که این اتفاق شوم را برایش پیش آوردیم. چرا؟ چون این جوان همه اش و همیشه به دنبال این بوده که چه سوره ای را پیش خود زمزمه بکند تا کمتر سختی بکشد و ما فرصت فکر کردن را به او نداده ایم. دیگر نروید و به این جادوگرها پول ندهید و اگر گفتند که ایندفعه دیگر میشود ؛ به او بگویید حرامخوار هم اکنون ده سال است و یا چند سال است. اگر قرار بود که اتفاقی صورت بگیرد تا به حال گرفته بود. حالا یکسال را بدون جادوگرها باشید؛ ببینید که هم اعصاب شما راحتتر است و هم اعصاب ما. قول میدهم که نتیجه ی بهتری بگیرید. خداوند برای چه به شما زبان داده؟ هان؟ شاید بگید که غرورمان به ما این اجازه را نمیدهد که با شما در این مورد صحبت بکنیم! خیلی خوب؛ چطور غرور شما اجازه میدهد که بروید به جادوگر ها و لباسفروشها و آرایشگر و راننده تاکسی و خدمات کپی و پرینت و رستوران دارها التماس بکنید اما یکدفعه به خود ما نگویید! هان؟ بله این همان خواب غفلت شما است. هم آبرویتان را زیر پایشان گذاشته اید و هم پول زیاد خرج کرده اید. امتحان بکنید. در کشور ما کلی انسان فقیر است. والا زلزله آمده و زن و بچه ی مردم در زیر چادر هستند ؛ باران باریده و چادرهایشان نیز معمولی است و خیس میشود. به خاطر خدا هم که شده دیگر پول به این جادوگرهای شکمپاره ندهید. بروید شکم گرسنه سیر بکنید و به زلزله زده گان کمک بکنید و بیایید و بگویید شما گفته بودین پول به جادوگر ندهیم و اگر به فقیر و گرسنه کمک بکنیم ؛ نتیجه ی بهتری خواهیم گرفت. والا عرض کرده ام که نتیجه ی بهتری خواهید گرفت. از هم اکنون امتحان بکنید و دیگر پول به جادوگر ندهید. من نمیدانم و اگر طلسم است و دست شما نیست و زمان دارد ؛ خیلی خوب کمترین عذاب ممکن را به ما تحمیل بکنید. والا خجالت آور است. عاقل باشید. خوب این مطالب را بخوانید و البته فکر بکنید.
شب بخیر عزیزان فریب خورده ی من. 
برچسب: ابلاغیه,
نویسنده: حامد احمدی