با سلام و احترام.
دوستان سلام ؛ وقت بخیر. خسته نباشید از کار روزانه. برای عالی نوشتن باید مانند یک حکیم باشید؟ یعنی چه؟ یعنی در ایام قدیم به شخصی که پزشک بودند نمیگفتند حکیم؛ بلکه به کسی که علم زیادی داشت و در چندین علم هم خوب بودند میگفتند حکیم. رشته ی تحصیلی اینجانب حسابداری است و در نهایت باید از علم حسابداری و مدیریت بدانم چون دروس این دو رشته و با تعداد واحدهای زیاد به هم مرتبط است. اما جالب است بدانید که دانستنیهای اینجانب از علم حسابداری ام به مراتب بیشتر است. دانش دین و مذهب اینجانب نیز از دانش حسابداری ام بیشتر است. دانش ادبیات و تاریخ و جغرافیا و فلسفه و روانشناسی و نجوم (نوشته ای راجع به علم نجوم دارم که به چاپ نرسیده است) بنده نیز از دانش حسابداری ام بیشتر است. دانش صنایع بنده نیز از علم حسابداری ام بیشتر است. شاید بگید که چطور به اینها رسیده ام. دین و مذهب را نزد پدرم آموختم ؛ پدرم نزدیک به چهارصد و پنجاه کتاب دارند که اغلب هم دین و مذهب و ادبیات هستش. به غیر از کتابهای اینجانب. تاریخ: هر کس که مرا میشناسد میداند که علاقه ی زیادی به حضرت کوروش و داریوش بزرگ و شاهپور و هوشنگ ( سلسله ی پیشدادیان) و فرهاد اول و جمشید شاه و آبتین و کاوه ی آهنگر و بابک و مازیار و یعقوب لیث و مبارزانی چون میرزا و رىیس علی دلواری و... دارم. جغرافیا برای نوشتن بدان احتیاج داشتم و نویسنده ای که نقشه ی جهان و تهران و نقشه ی شهرهایی که دوست دارد و شهر خودش به همراه دو کره ی جغرافیایی یکی به زبان فارسی و دیگری به زبان لاتین را نداشته باشد ؛ اذیت خواهد شد. بنده علاوه بر اینها نقشه ی آمریکا و آلمان و انگلیس و فرانسه و ایتالیا را نیز دارم. وقتی گفتند این مکان شما باید بدانید که آن مکان کجاست و نویسنده ای اهل این شهر است ؛ شما باید بدانید که کجاست؟ چرا؟ چون متوجه شوید که مهد داستان کدام کشور است. در تمام رشته ها همین است و به عنوان مثال در ورزش و در کشتی میگویند که ایران و مازندران و جویبار. یا اماکنی که برای نوشتن و بخصوص رویایی نوشتن برایتان خوب است. مثل برج لندن، کاخ باکینگهام، رود سن (پاریس) رود سند، باغهای بر عکس، خط متروی رویایی روسیه و تاج محل و... . باید بدانید. دانستنیها: شما باید در هر رشته ای مثلا در نقاشی ونگوگ و میکل آنژ و پیکاسو و لىوناردو داوینچی و... در تاریخ مانند شخصیتهایی که در بالای متن اشاره کرده ام و قهرمانان و سرداران دیگری مانند پوریای ولی و آریو برزن و سورنا و... مکاتب سیاسی مانند مارکسیست و سوسیالیسم و کمونیسم و کمون اولیه و کمون ثانویه و نظام برده داری و اگزیستانسیالیسم و نهیلیست و فمینیست و فىودالیسم و آنی میسم و فتی شیسم و... را بشناسید. اینهایی که نوشته ام همه برای نوشتن داستان مهم است. مکاتب ادبی: رىالیست ( واقعی) و سوررئالیست ( واقعی نیست اما ریشه در واقعیت دارد) و آثار فانتزی ( نه واقعی و نه ریشه در واقعیت دارد) و سمبولیسم ( از نماد استفاده میکنند ؛ سلامتی و... .) از همه مهمتر هستند و پس از اینها اکسپرسیونیسم و ناتورالیسم و البته پس از قانون اساسی نوشتن و سه اصل 1_ دین و مذهب 2_ فرهنگ ایرانی و اسلامی 3_ سیاست و پس از آن چهار چوب خودتان (پیروی نکردن از مکتب سیاسی بدنامی) و بعد طرح داستان که چگونه شروع و پایان یابد و کلمات مورد استفاده و بنا به سلیقه ی شما است و شروع داستان بدین دلیل است که در وزارت ارشاد صفحات اولیه بخصوص برای رمان مهم است مثلا تا سی صفحه ی اول و پایان داستان کاملا بستگی به خودتان دارد اما اگر از اینجانب میشنوید در ابتدا و انتهای داستان باید بسیار قوی باشید ؛ شروع برای دعوت مخاطب به خواندن و پایان بدین دلیل که در اوج خستگی و بحث روانی مخاطب را در نظر بگیرید تا و حتی اگر خستگی بر او اثر نگذارد و بگوید داستان شما عالی بود. مجبورش بکنید. اینکه چگونه تمام شود مثلا اینکه بنده در داستان بهشت گمشده ی خود اینگونه نوشته ام که پسری در کلبه ای در وسط جنگل است و در پایان داستان نوشته ام که در هنگامه ی آخرین صبح آخر چرا صدای درب کلبه بلند نمیشود و یا اینکه سنگهای جلوی درب کلبه منتظر قدمهای او هستند ؛ هر کس که این را میخواند فکر میکند که پسر در کلبه فوت کرده و از دنیا رفته است اما در جمله ی پایانی نوشته ام که اما هرگز در کلبه باز نمیشود و هرگز، هرگز ؛ آخر پسر در نیمه های شب با یک چراغ کم سو به راه افتاد تا برود و دل مادرش را بدست آورد. ( اصل غافلگیری) و آهان راستی یک مطلب مهم ؛ نیایید برای خودتان خیالبافی بکنید و بنویسید ( من آهسته قدم برمیداشتم و آرام رفتنم خبر از روز غصه نمیداد و همه ی زمین به من نگاه میکرد و این چشم لوسیفر بود که به طور داىم به من نگاه میکرد) چشم لوسیفر نماد شیطان پرستی است و ستاره پنج پر هم ننویسید؛ با خود نگویید که نشانه ی پنج عنصر آب، باد، خاک، هوا و آتش است. نشانه ی سیاره ی زهره و سیاره ی زهره خود نیز نماد چشم لوسیفر و چشم شیطان است. بدانید که چه مینویسد و بنویسید. و اگر نه کسی پاسخگوی رنج و زحمت و شب گریه ها و بی خوابی های شما برای نوشتن داستانی که رد شده نخواهد بود.
والسلام و به ظاهر تعریف از دانش خود تمام. آخر قصدم تعریف.. نبود.
شب بخیر تاج سری ها. 